عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
58
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
زندگى مىكردند . نخستين كسى از قريش كه به سوى شام رفت و به نمايندگى به ديدار فرمانروايان ديگر شد و به سفرهاى دراز پرداخت و با دشمنان رودرروى شد و با ديگران به سازگارى و پيمانبندى پرداخت هاشم بن عبد مناف بود . او دو بار كوچ مىكرد : كوچ زمستانه ، به سوى عباهله - از حكمرانان يمن - و به سوى يكسوم از پادشاهان حبشه ، و ديگرى كوچ تابستانه به سوى شام و سرزمين روم . او به دو روى عقد پيمان و سازوارى را از رؤساى قبايل و عشاير آغاز كرد : يكى اينكه دزدان و راهزنان عرب و آنها كه همواره به قتل و غارت و كينه و عداوت مىپرداختند ، براى ساكنان حرم و جز آنان حرمت و اعتنايى قائل نبودند و دوم آنكه بعضى از قبائل عرب - مانند بنى طىء و خثعم و قضاعه - حرم و ماههاى حرام را بزرگ نمىداشتند امّا ديگرانى از قبائل هم به زيارت حرم مىآمدند و هم آن را بزرگ و محترم مىشمردند . با اين قرارداد و پيمان ، هاشم كمكهايى به رؤساى قبائل مىكرد ، بار و كالاهاى آنها را حمل مىكرد ، شتران آنها را با شتران خود مىراند تا رنج و زحمت سفر و نيز دشمنان را از آنها كم و دور كند ، و اين رفتار او به سود هر دو طرف بود قريشيان مقيم در مكه سود مىبردند و مسافران آسوده آمد و شد مىكردند ، كم كم قريش به فراخى و فراوانى دست يافتند و سود و منافع شام و يمن و حبشه بدانها سرازير گشت و روزگار و حالشان به خوشى و نيكويى گرائيد . چون هاشم مرد مطلّب به جاى او نشست و پس از مطلّب عبد شمس و پس از عبد شمس ، نوفل سر كردهء قريش شد . در اين باره در قرآن آمده : « أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ » « 1 » منظور گرسنگى و تنگدستى اهل مكّه است پيش از اين پيمان دوستى هاشم ، و ترس و ناامنى كه از سوى دشمنان و قبايل ديگر
--> ( 1 ) - سورهء قريش - 4 .